تبليغاتX
چکیده ای از مغازی واقدی

چهارشنبه چهارم بهمن 1385

مغازی واقدی

سریه ها و غزوات

نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

سه شنبه سوم بهمن 1385

سریه ها

سریه ها

1- سریه حمزه بن عبدالمطلب ، سریه عبیده بن حارث در رابغ، سریه سعد بن ابی وقاص در خرار، سریه نخله، سریه کشتن ابی عفک، سریه قرده ، سریه ابوسلمه بن عبدالاسد در قطن ، جنگ بئر معونه ، جنگ رجیع ، سریه ابن عتیک برای کشتن ابو رافع ، جنگ قرطاء، سریه عکاشه بن محصن به غمر ، سریه محمد بن مسلمه به ذی القصه ، سریه زید بن حارثه به عیص

2- سریه زید بن حارثه به طرف ، سریه زید بن حارثه به حسمی، سریه عبدالرحمن بن عوف ، سریه علی بن ابی طالب (ع) به فدک و بنی سعد ، سریه زیدبن حارثه برای کشتن ام قرفه، سریه عبدالله بن رواحه با اسیربن زارم، سریه کرز بن جابر فهری ، سریه عمربن خطاب به تربه، سریه ابوبکر به نجد، سریه بشیربن سعد به فدک، سریه غالب بن عبدالله با بنی عبد بن ثعلبه ، سریه بشیر بن سعد به جناب، سریه ابن ابی العوجاء سلمی در ذیحجه، سریه یا غزوه موته

3- سریه یا غزوه ذات السّلاسل، سریه غالب بن عبدالله به کدید، سریه کعب بن عمیر ، سریه قطبه بن عامر به سوی خثعم ، سریه خبط ، سریه بنی کلاب ، سریه ای به فرماندهی علقمه بن مجزز مدلجی،سریه علی بن ابی طالب (ع)، سریه علی بن ابی طالب به یمن

نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

سه شنبه سوم بهمن 1385

1- سریه حمزه بن عبدالمطلب ، سریه عبیده بن حارث در رابغ، سریه سعد بن ابی وقاص در خرار، سریه نخله، سر

سریه حمزه بن عبدالمطلب
زمان : ماه رمضان و در آغاز هفتمین ماه هجرت
مکان : سیف البحر مکانی در اطراف مدینه
فرمانده سپاه : حمزه به عبدالمطلب به همراه سی سوار که در دو گروه به کاروان قریش حمله بردند .
هدف : درگیری و جنگ با کاروانی از قریش که از شام عازم مکه بودند و ابو جهل به همراه سیصد سوار از اهالی مکه در آن حضور داشتند .
نتیجه: مجدی بن عمرو که همپیمان هر دو گروه بود مانع جنگ شد و باعث مصالحه بین آنان شد و حمزه با یاران خود به مدینه بازگشت و ابوجهل و کاروان به سوی مکه حرکت کردند.
وقتی خبر مداخله مجدی بن عمرو به پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) رسید آن حضرت فرمود : «نمی دانستم که چنین نیک نفس و فرخنده کردار است »

سریه عبیده بن حارث در رابغ
زمان : ماه شوال و در آغاز هشتمین ماه هجرت
مکان : رابغ در ده مایلی جحفه
فرمانده سپاه: عبیده بن حارث به همراه شصت سوار
هدف : مواجهه با ابو سفیان بن حرب به همراه دویست نفر
نتیجه : اولین تیری که برای اسلام رها شد در این سریه بود و توسط سعد بن ابی وقاص انجام پذیرفت و این سریه باعث شد که از آن پس در جنگ ها به جای شمشیر از تیر استفاده شد.

سریه سعد بن ابی وقاص در خرار
زمان : ماه ذی القعده در آغاز نهمین ماه هجرت
مکان : خرار که در راه جحفه و در نزدیکی خم می باشد
فرمانده سپاه : سعد بن ابی وقاص به همراه بیست و یک نفر پیاده
هدف : مواجهه با کاروانی از قریش در منطقه خرار
نتیجه : سعد و همراهان پس از پنج روز به آن مکان رسیدند و قریش یک روز زودتر از آن جا گذشته بود و چون پیامبر (ص)فرمانی به غیر از درگیری در خرار نداده بود سعد و همراهان به مدینه بازگشتند.

سریه نخله
زمان:ماه رجب و در آغاز هفدهمین ماه هجرت
مکان : نخله ، که به بستان ابن عامر نیز معروف بود
فرمانده سپاه : عبدالله بن جحش
هدف : جنگ با کاروانی که از مکه به سر کردگی عمربن خضرمی و حکم بن کسیان مخزومی وعثمان بن عبدالله بن مغیره و نوفل بن عبدالله مخزومی که با خود شراب ، پوست ، چرم و مویز حمل می کردند.
نتیجه : عبدالله جحش در پایان ماه رجب به کاروان حمله برده و با تیر اندازی واقد بن عبدالله عمربن خضرمی از پای در آمد و حکم بن کسیان و عثمان بن عبذالله را اسیر گرفتند و نوفل بن عبدالله گریخت . وقتی همراه اسرا حکم بن کسیان را نزد پیامبر (ص) آوردند عمر بن خطاب به رسول الله (ص) عرض کرد که حکم هرگز مسلمان نخواهد شد ، پس اجازه دهد که او را بکشد اما پیامبر مانع شد و با صحبت های طولانی حکم اسلام اورد ودر جنگ بئر معونه شهید شد.

سریه کشتن ابی عفک
پیرمردی سالخورده از بنی عمروبن عوف که نامش ابی عفک و چون پیامبر (ص) به مدینه آمدند اسلام را نپذیرفت و مردم را به دشمنی آن حضرت بر می انگیخت . پس از پیروزی پیامر در غزوه بدر ، ابو عفک اشعاری بر علیه پیامبر سرود که از روی کینه توزی و رشک به پبامبر گرامی اسلام بود . سالک بن عمیر یکی از بکلئین و از قبیله بنی نجار تصمیم به کشتن او می گیرد و در یکی از شب ها او را رهسپار جهنم کرد.
سریه قرده
زمان: روز اول ماه جمادیالاخر و در آغاز بیست و هفتمین ماه هجرت
مکان : ذات عرق که مرز میان عراق و سرحد و میان تهامه و نجد است .
فرمانده سپاه : زید بن حارثه به همراه یکصد سوار
هدف : جلوگیری از عبور کاروان قریش به سوی حبشه به سرکردی صفوان بن امیه به همراه اسود بن مطلب .
نتیجه : صفوان بن امیه به دلیل این که امکان عبور از اطراف مدینه را ندید با مشورت اسود بن مطلب از مسیر ذات عرق عبور کرد که با هجوم زید بن حارثه امال آنان مصادره شد و د نفر اسیر شدند که یکی از آنان فرات بن حیان عجلی است که اسلام آورد و کشته نشد. پیامبر (ص*خمس غنائم را که معادل بیست هزار درهم بود کسر و بقیه را بین لشگریان....... باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

سه شنبه سوم بهمن 1385

2- سریه زید بن حارثه به طرف ، سریه زید بن حارثه به حسمی، سریه عبدالرحمن بن عوف ، سریه علی بن ابی ط

سریه زید بن حارثه به طرف
زمان : ماه جمادی الآخر در سال ششم هجرت
مکان : طرف، که نام آبی است در سی و شش مایلی مدینه
فرمانده سپاه : زید بن حارثه به همراه پانزده نفر
هدف : به غنیمت گرفتن اموال و اسارت مشرکان در مسیر طرف و بنی ثعلبه
نتیجه : در این سریه تعداد دو شتر و گوسفند به غنیمت گرفتند و اعراب از ترس گریختند

سریه زید بن حارثه به حسمی
زمان : ماه جمادی الآخر در سال ششم هجرت
مکان : حسمی، که منطقه ایست از سرزمین های کوهستانی شمال مدینه
فرمانده سپاه : زید بن حارثه به همراه پانصد نفر
هدف : باز پس گیری اموال به سرقت رفته دحیه کلبی که توسط هنیدبن عارض به غارت رفته بود و همچنین دعوت به اسلام قبیله رفاعه بن جذامی
نتیجه : زید بن حارثه پس از کمین های بسیار موفق شد هنگام سپیده دم بر هنید و پسرش و همراهان آنان حمله ور شود و همگی به دست زید و یارانش به هلاکت رسیدند زید در این حمله هزار شتر و پنج هزار گوسفند و بز به غنیمت گرفت و یکصد زن و کورک را به اسارت در آورد . چون قبل از این حادثه نامه پیامبر (ص) برای دعوت به اسلام توسط رفاعه بن زید به قبیله جذام ابلاغ شده بود و آن ها اسلام آورده بودند لذا حبان بن مله و گروهی دیگر به اعتراض نزد رفاعه رفتند و موضوع را با او در میان گذاشتند و رفاعه به همراه آنان نزد پیامبر حضوریافت و از پیامبر (ص) تقاضای برگرداندن اموال و زنان قبیله خودرا نمودند . پیامبر (ص) با اطلاع موضوع به علی(ع) دستور داد تا زید را متوجه موضوع نماید و زید با اعلام نشانی از پیامبر (ص) توسط حضرت علی(ع) اموال و زنان و کودکان را به قبیله جذام باز گرداند .


سریه عبدالرحمن بن عوف
زمان : ماه شعبان سال ششم هجرت
مکان : دومه الجندل
فرمانده سپاه : عبدالرحمن بن عوف
هدف : دعوت به اسلام قبیله کلب
نتیجه : عبدالرحمن بن عوف وقتی به همراه یاران خود به دومه الجندل رسید سه روز صبر کرد تا از قبیله کلب جواب بگیرد پس از سه روز اصبغ بن عمرو کلبی که مسیحی مذهب بود مسلمان شد در پی آن عبدالرحمن نامه ای به وسیله رافع بن مکیث نزد پیامبر فرستاد و خبر تسلیم قبیله کلب را اعلام نمود .

سریه علی بن ابی طالب (ع) به فدک و بنی سعد
زمان :ماه شعبان سال ششم هجرت
مکان : فدک نام دهکده ای میان مدینه و خیبر
فرمانده سپاه : حضرت امیرالمومنین علی (ع) به همراه صد نفر
هدف : جلو گیری از حمایت بنی سعد از یهودیان خیبر
نتیجه : سپاه بنی سعد به سرکردگی وبر بن علیم در حوالی همج و بدیع قصد پیوستن به یهودیان خیبر را داشتند که سپاه امیرالمومنین (ع) با دستگیری یکی از دیده بانان آن ها به نزدیکی قلعه بنی سعد رسیدند که آن ها پس از با خبر شدن ورود سپاه پیامبر (ص) از صحنه نبرد گریختند در این سریه دو هزار شتر و گوسفند به غنیمت گرفته شد که پس از اقامت سه روزه حضرت پس از کسر خمس غنائم بقیه را بین یارانش تقسیم کرد .

سریه زیدبن حارثه برای کشتن ام قرفه
زمان : ماه رمضان در سال ششم هجرت
مکان : وادی القوی
فرمانده سپاه : زیدبن حارثه به همراه جمعی از مسلمین
هدف : بدست آوردن اموالی که توسط بنی بدر به غارت رفته بود
نتیجه : در پی هجوم گروهی از بنی بدر از قبیله فزاره ، به گروهی از مسلمین به سرپرستی زیدبن حارثه که آهنگ شام داشتند اموال مسلمانان در این واقعه به غارت رفته و افراد به شدت مجروح می شوند . زید از این ماجرا جان سالم به در برده و از مرگ نجات می یابد و به مدینه باز می گردد . وی جریان را برای پیامبر تعریف کرده و پیامبر هم به او ماموریت یک سریه جدید را می دهد. زید به همراه یارانش شب ها در راه بودند و روزها از دید پنهان می شدند و استراحت می کردند و بالاخره یک روز صبح به بنی بدر حمله کرده و جاریه دختر مالک بن حذیفه و مادر او که با ام قرفه معروف بود اسیر کردند . در این حمله عبدالله بن مسعده و قیس بن نعمان و مسعده بن حکمه بن مالک بن بدر کشته شدند. همچنین قیس بن محسر ام قرفه را به صورت بدی کشت.

سریه عبدالله بن رواحه با اسیربن زارم
زمان : ماه شوال در سال ششم هجرت
مکان : منطقه خیبر
فرمانده سپاه : عبدالله بن رواحه به همراه سی نفر
هدف : رفع فتنه اسیر بن زارم
نتیجه : پس از مرگ ابو رافع ، اسیر بن زارم به امیری قوم خیبر برگزیده شد. پیامبر (ص)از قصد اسیر بن زارم توسط ماموران ، که جنگ با پیامبر بود ، مطلع شد . عبدالله بن رواحه را مامور سریه ای نمودند تا ابتدا اسیر و دیگر یهودیان را به همکاری دعوت نماید . در صورتی که همکاری نکردند به جنگ با آنان اقدام کند . وقتی اسیر بن زارم پیشنهاد عبدالله را شنید موافقت نمود که نزد پیامبر (ص) بیاید ، اما در بین راه از قصد خود پشیمان می شود که در همان زمان عبدالله بن انیس او را به یک ضربه شمشیر از پای درآورد و همه همراهان او بجز یک نفر که توانست بگریزد ، به هلاکت رسیدند.

سریه کرز بن جابر فهری
زمان : ماه شوال در سال ششم هجرت
مکان : ذی الجدر ، ناحیه ای در هشت مایلی مدینه
فرمانده سپاه : کرز بن جابر به همراه بیست نفر
هدف : باز گرداندن شتران به سرقت رفته پیامبر اکرم(ص)
نتیجه : وقتی که هشت نفر از اهالی عرینه اسلام آوردند هوای مدینه به آنان سازگار نبود لذا مریض شدند و پیامبر (ص) آن ها را برای مراقبت از گله شتران در ذی الجدر فرستاد . آنها پس از مدتی که از شیر شتران استفاده می کردند دوباره کافر شده و شتران را دزدیده و فرار می کنند . یسار خدمتکار پیامبر (ص) ، و گروهی دیگر پس از اطلاع تعقیب شان کردند و به آن ها می رسند و با آن ها جنگ می کنند . کافران هم پس از بریدن دست و پای یسار ، خار در چشم و زبان یسار می کنند و او را می کشند . پیامبر (ص) کرز بن جابر فهری را به همراه بیست سوار به تعقیب آن کافران می فرستد . کرز بن جابر فهری پس از گشت زنی فراوان آن ها را پیدا می کند . کافران تازه از خوردن شتر فارغ شده بودند که بر آنان حمله برده و همه را دستگیر می کنند و به مدینه می آورند . پیامبر (ص) بعد از حضور در مسیل مدینه دستور می دهد که دست ها و پاهای آنان را قطع کنند و بر چشمان آنان میل فرو کنند . در پی این عمل پیامبر (ص) این آیه قرآن نازل شد : «انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله وسیعون فی الارض فساداً ان یقتلوا او یصلبو او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف ...» هر آیینه جزای آن هایی که با خدا و رسول او حرب کنند و بکوشند که در زمین به بدکاری و تباهی کشته شوند یا به دار کرده شوند یا دست های راست و پاهای چپ ایشان راببرند .

سریه عمربن خطاب به تربه
زمان : ماه شعبان در سال هفتم هجرت
مکان : تربه
فرمانده سپاه : عمربن خطاب به همراه سی نفر
هدف : جنگ با قبیله عجزهوازن
نتیجه : وقتی عمر به همراه یاران به منطقه تربه رسیدند چون خبر هجوم یاران عمر قبلاً به قبیله هوازن رسیده بود از آن محل گریختند و عمربن خطاب به همراه یارانش به مدینه بازگشت.

سریه ابوبکر به نجد
زمان : ماه شعبان در سال هفتم
مکان : نجد
فرمانده سپاه : ابوبکر به همراه چند تن از مسلمین
هدف : سرکوب قبیله هوازن در نجد
نتیجه :حمله ابوبکر به قبیله هوازن و هلاکت آنان

سریه بشیربن سعد به فدک
زمان : ماه شعبان در سال هفتم هجرت
مکان : فدک
فرمانده سپاه : بشیربن سعد به همراه سی نفر
هدف : شبیخون به طایفه
نتیجه : بشیر به محل فدک رسید چوپانان را با گوسفندان در مکانی دید ، گوسفندها را به غنیمت گرفت . چون به بنی هره رسید شبانه به بشیر حمله ور شدند و یاران او را کشتند و پای بشیر نیز مجروح شد . پیامبر (ص) پس از مطلع شدن از شکست یاران بشیر به غالب بن عبدالله که از سریه با بنی عبد بن ثعلبه در رمضان سال هفتم به مدینه باز گشته بود دستور داد: به همراه دویست نفر به جنگ قبیله بنی هره برود . غالب پس از طی مسافت ، شبانه به فدک رسید و به آنان حمله ور شد . از مردان ، آنان را کشت و از زنان وشتران و گوسفندان به اسیر و غنیمت گرفت . در این جنگ اسامه بن زید از همراهان غالب بود ، وقتی که در تعقیب فهیک بن مرداس بود او ذکر «لااله الاالله» را بر زبان داشت و در همین حال هم مورد حمله اسامه قرار گرفت و اسامه هم او را می کشد . زمانی که سپاه به مدینه بازمی گردد . پیامبر اسلام (ص) اخبار جنگ را از اسامه پرسید و شرح واقعه می کند تا جایی که موضوع کشتن کسی را که« لااله الاالله » می گفت مطرح می کند و در مقابل این سوال که چرا او را کشته ای گفت : که او برای فرار از مرگ این ذکر را گفته است که پیامبر (ص) می فرماید : مگر تو قلب او را شکافته ای و فهمیده ای که او راستگو یا دروغگو است . اسامه هم گفت : از این پس هر کس که « لااله الاالله» بگوید ...... باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

دوشنبه دوم بهمن 1385

3- سریه یا غزوه ذات السّلاسل، سریه غالب بن عبدالله به کدید، سریه کعب بن عمیر ، سریه قطبه بن عامر به

سریه یا غزوه ذات السّلاسل
زمان : ماه جمادی الاخر ، سال هشتم هجرت
مکان : ذات السّلاسل
فرمانده سپاه : عمروعاص
هدف : رفع فتنه مشرکینی که از قبیله های بلیّ ، غدوه ، بلغین ، قضاعه بودند.
نتیجه : وقتی پیامبر (ص) از نیت قبائل بلی و قضاعه در مورد حمله به مدینه با خبر شدند، عمرو عاص را با سیصد نفر مامور جنگ با ان ها کرد.[مادر بزرگ عمروعاص از قبیله بلیّ بود به همین دلیل او دراین منطقه دارای نفوذ و قدرت بود ] عمر وعاص با پرچم سفیدی که از پیامبر (ص) گرفته بود به نزدیکی قبیله رفت ، اما چون شمار آن ها را بسیار دید کسی را جهت استمداد نزد پیامبر (ص) فرستاد پیامبر (ص) نیز ابو عبیده بن جراح را با دویست نفر به حمایت او فرستاد . ابو عبیده و عمروعاص به تمامی قبائل یورش بردند و آنان را به فرمان در آوردند و گروهی نیز به سرزمین های اطراف گریختند.«و لا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما-خود را مکشید که خداوند نسبت به شما مهربان است.»این آیه را پس از جنگ وقتی پیامبر (ص) تلاوت می کند که عمرو عاص ماجرای تیمم کردن خود را به دلیل بیم از مرگ تعریف کرد.

سریه غالب بن عبدالله به کدید
زمان: ماه صفر در سال هشتم هجرت
مکان : کدید ، نام آبی میان مکه و مدینه
فرمانده سپاه : غالب بن عبدالله به همراه ده نفر
نتیجه: وقتی که افراد به کدید رسیدند جندب بن مکیث جهنی برای شناسایی به نزدیک دشمن می رود یکی از اعراب برای شناسایی بهتر از او دو تیر به سمت او روانه م یکند و و جندب حرکتی از خود بروز نمی دهد ودر جای خود بی حرکت می ایستد تا این که شب فرا می رسد به آنان حمله ور می شودمردان را میکشند زنان و کودکان را اسیر و شترها و گوسفندان را به غنیمت می برند.

سریه کعب بن عمیر
زمان : ماه ربیع الاول در سال هشتم هجرت
مکان : منطقه سی از سرزمین بنی عامر
فرمانده سپاه : شجاع بن وهب به همراه بیست و چهار نفر
هدف :کسب غنائم از قبیلهد هوازن
نتیجه : شجاع بن وهب به همراه یاران خود در صبحگاهی از ماه ربیع الاول به قبیله هوازن حمله ور شدند، جمعی از مردان را کشتند ، زنان را اسیر کرده و مقدارزیادی شتر و بز بدست آوردند و به مدینه بازگشتند.

سریه قطبه بن عامر به سوی خثعم
زمان : ماه صفر در سال نهم هجرت
مکان : تباله نزدیک طائف
فرمانده سپاه : قطبه بن عامر به همراه بیست نفر
هدف : کسب غنائم ار خثعم
نتیجه: درگیری و جنگ با مردان قبیله خثعم که از هر دو طرف مجروح زیادی بر جای ماند. چون صبح شد معلوم شد که اکثریت حاضر با خثعمی هاست ،که به ناگاه سیلی در میان اردوگاه جاری شد و موجب شد که قطبه بن عامر مردان اردوگاه را شکست دهد و شتران و گوسفندان بسیاری را غنیمت گرفته و زنانی را به اسارت با خود به مدینه ببرند .
سریه خبط
زمان: سال هشتم هجرت
مکان: منطقه خبط که پنج روز تا مدینه فاصله داشت.
فرمانده سپاه : ابو عبیده به همراه سیصد نفر ار مهاجران و انصار
هدف : اولین اعزام مهاجران و انصار بدون حضور پیامبر (ص) به کنار دریا و قبیله جهینه
نتیجه : چون سپاه به سوی خبط در حرکت شد، دچار قحطی و گرسنگی شد . ابو عبیده دستور جیره بندی داد.در همین حین یکی از یاران به نام قیس بن سعد که پسر یکی از متمولین مدینه بوده است از یک رهگذر جهنی پنج پروار در مقابل وعده خرمای پدرش می خرد ، که این امر موجب خوشایند عمر وابو عبیده که از سران سپاه بودند،نبود.قیس تا روزسوم هر روز یک پروار را جهت اطعام سپاهیان می کشت، اما این امر در روز چهارم بدلیل ممانعت عمر و ابوعبیده میسر نگردید(دلیل مخالفت احتمال برآورده نکردن وعده قیس بود) در نتیجه دو پرواری همراه قیس باقی ماند و مردم بعد از آن روز برای خوراک خود به ماهی دسترسی یافتند. قیس آن دو پرواری را که باقی مانده بود با خود به مدینه آورد و برای سواری از آن ها استفاده کرد. اتفاقا همین که خبر گرسنگی شدید لشگر به مدینه رسید، سعد بن عباده گفت : اگر قیس آن چنان باشد که من آو را شناخته ام برای ایشان چیزی تهیه خواهد کرد . چون قیس به مدینه آمد سعد به دیدارش رفت گفت: هنگامی که لشگر دچار گرسنگی شد ، چه کردی؟ و او هم توضیح ماجرا راداد. سعد چهار نخلستان را به نام پسرش نمود . رسول خدا (ص)در باره قیس می فرماید: او در خاندان جود وبخشش است.

سریه بنی کلاب
زمان:ماه ریبع الول سال نهم هجرت
مکان: ناحیه قبیله قرطاء شعبه ای از قبیله بنی بکر
فرمانده سپاه : ضحاک بن سفیان بن کلابی
هدف : دعوت به اسلام قبیله قرطاء
نتیجه : ضحاک بن نصیان به همراه اصید بن در منطقه زج الوه در ناحیه ضریه به قبیله قرطاء به فبیله قرطاء برخورد کردند و آ ن ها نپذیرفتند مسلمانان هم متقابلا با آنان جنگیدند و آن ها فرار کردند.

سریه ای به فرماندهی علقمه بن مجزز مدلجی
زمان :در ماه ربیع الاخر سال نهم هجرت
مکان : مکانی در ساحل دریا در نزدیکی مکه
فرمانده سپاه : علقمه بن مجزز
هدف : رفع حمله احتمالی توسط گروهی از مردم حبشه
نتیجه : علقمه بن مجزز به همراه سیصد ....... باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

دوشنبه دوم بهمن 1385

غزوات

غزوات


۱- غزوه أبواء، غزوه بواط، غزوه بدر اولي، غزوه ذي العشيره، غزوه بدر (بدر القتال جنگ كشتار)، غزوه قينقاع، غزوه سويق، غزوه قراره الكدر، غزوه غطفان ، غزوه بني سليم، غزوه احد

۲- غزوه حمراء الاسد، غزوه بنی نضیر، غزوه بدر الموعد، غزوه ذات الرقاع، غزوه دومه الجندل، غزوه مریسیع، غزوه احزاب

۳- غزوه بنی قریظه، غزوه بنی لحیان، غزوه غابه، غزوه حدیبیه، غزوه خیبر ، غزوه قضیّه (عمره القضاء)

۴- غزوه فتح ، غزوه بنی جذیمه ، غزوه حنین ، غزوه طائف ، غزوه تبوك
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +  

یکشنبه یکم بهمن 1385

1- غزوه أبواء،غزوه بواط،غزوه بدر اولي،غزوه ذي العشيره،غزوه بدر (بدر القتال جنگ كشتار)،غزوه قينقاع،غز

غزوه أبواء
زمان:ماه صفر؛ يازدهمين ماه هجرت
مكان: أبواء
هدف: هجوم به كارواني از قريش
نتيجه: برخوردي پيش نيامد در همين سفر پيامبر(ص) با بني ضمره كه هز كنانه بود پيماني نوشتند كه دسته بندي نشوند كسي از مشركان را ياري ندهند حضور پيامبر در اين سفر پانزده روز طول كشيد.

غزوه بواط
زمان: ماه ربيع الاول ؛ سيزئهمن ماه هجرت
مكان: بواط به سركردگي اميه بن خلف
نتيجه: اين كاروان دوهزاروپانصد شتر به همراه داشت وهيچگونه درگيري ايجاد نشد.

غزوه بدر اولي
زمان: ماه ربيع الاول سيزدهمن ماه هجرت
مكان: حماء نام كوهي در سه مايلي مدينه
هدف: تعقيب كرز بن جابر فهري
نتيجه: كرزبن جابر گهگاه به غارت گاه هاي مدينه مي پرداخت كه از طريق پيامبر (ص) موردتعقيب قرار گرفت ولي برخوردي پيش نيامد.

غزوه ذي العشيره
زمان: ماه جمادي الاخر شانزدهمن ماه هجرت
مكان: ناحيه سقيا در راه حجفه
هدف:حمله به كاروان هاي قريش كه عازم شام بودن
نتيجه: پيامبر به همراه يكصدوپنجاه به روايتي دوسيت نفر بيرون آمدند واز طريق نقب بني دينار تا ناحيه بني سقيا پيش رفتند ودرگيري بوجود نيامد.

غزوه بدر (بدر القتال جنگ كشتار)
زمان: روز هفدهم ماه رمضان نزدهمن ماه هجرت پيامبر
مكان: منطقه بدر
هدف: مصادره اموال مشركين به سر كردگي ابوسفيان شام راهي مكه شده بود
نتيجه:پيامبر (ص) به همراه 305نفر از ياران از مدينه خارج شدند به قصد مصادره اموال مشركين كه از شام به سوي مكه در حركت بودند. پيامبر(ص) ده روز قبل از خروج مدينه طلحه بن عبدالله و سعيدبن زيد را براي كسب خبر فرستاد .آنان در منطقه زي المدوه در ساحل دريا به كمك كشد جهيني مخفيانه كاروان را برسي نمودند طلحه و سعيد در بازگشت گزارش خود را نزدپيامبر(ص) در منطقه تربان كنار شاهراه ملل و سياله به عرض رساندند؛ گويند در فرا خوان پيامبر(ص) براي عزيمت به منطقه اهل مدينه دچار مشكل شدند كه حضور يايند لكن بهدليل ممانعت پيامبر(ص) بعضي ها نتوانستند در جنگ باشند به همين دليل براي حضئر در بدر قرعه كشي نمودند از آن جمله سعيدبن خثيحه و پدرش مه پس از قرعه كشي قرعه به نام سعد افتاد و در جنگ نيز شهيد شد . در كاروان قريش هزار شتر به همراه پنجاه هزار دينار سرمايه كه بيشترين كالا مربوط به خانواده سعدبن عاص و ابن اوحيحه كه بر مبناي سود نصف بود وبني محزوم دويست شتر كه كالاي آنها پنج هزار مثقال طلا بود. حارث بن عامربن نوفل هزار مثقال طلا واميه بن خلف دو هزار مثقال طلا سرمايه داشتندبن عبد منفاف ده هزار مثقال طلا وانيه بن خلف دو هزار مثقال طلا سرمايه داشتند وبسياري از شتران خانواده قريش همراه كاروان بود. پيامبر(ص) درشامگاه دوازدهم رمضان از منطقه سقياحركت نمودند قبل ازآن از سپاه سان ديدند واز ميان ياران عبدالله بن عمر؛اسامه بن زيد؛رافع بنخديج؛باده بن عازب؛اسيد بن ظهير؛زيدبنارقم و زيد بن ثابت را به مدينه باز گرداندند واجازه شركت در سپاه را ندادند. سعدبن ابي وقاص نقل می كند كه ديدم پيش از آن كه پيامبر(ص) از سپاهسان ببيند برادرم خود را مخفي كرده او پرسيدم ترا چه مي شود گفت:مي ترسم كه پيامبر(ص) مرا ببيند و به واسطه كم سن و سالي ام مرا برگرداند از قضا پيانبر از جلوي او گذشت وسن او راكم دانست عجربن ابي قاص گرسيت و پيامبر(ص)به او اجازه شركت فرمود و عمير درحالي كه شانزده سال بيشتر نداشت در بدر شهيد شد. كاروانيان قريش وقتي قصد عزيمت به مكه را داشتندمردي از قبيله جذام به آنان خبر داد كه رسول خدا(ص) براي كاروان دركميت نشسته است ابوسفيان ضمضم بن عمرو رامامور كردبه سوي قريش برود و جريان حمله پيامبر(ص) را به كاروان گزارش كندوازآن استمداد خواهد به سوي مكه در حركت شد در مكه عاتكه دختر عبد المطلب قبل از رسيدن ضمضم خواب ديد كه بر قريش سرومصيبتي وارد مي شود

ضمضم تن پوش خود راديده و براسب خود زخم زده واردمكه شد وبا داد فرياد خبر هجوم سپاه رسول خدا(ص) را به مكيان داد. به خاطر خواب عاتكه مشركين ازحضور در بدرهواس داشتند غتبه بن اميه بن خلف و ابوجهل براي مردم خوطبه خواندند وآنان رابه حمايت از كاروان فرا خواندند چرا در مكه كسي
نبود كه در كاروان مال نداشته باشد آنان توانستند نهصد پنجاه نفر با صداسب و بيش از هزار شتر گد آورند وبا آن كه عتبه و شيبه و اميه بن خلف تيركشيدند وبراي آن ها تيرهاي نهي كننده آمد اما باز ابوجهل آنان را براي حضور در جمع خود فرا خواند عداس بنده عتبه و شيبه برسرراه مشركان ايستاد وبه آنان تذكر داد كه محمد(ص) رسول خدا است وآن ها به كشتار گاه خودمي روند و روايت است كه او در جنگ بدر شركت نكرد. در مسير حركت لشكر مشركين اخنس بن شريق كه نام اصل او ابن وارهمپيمانان بن زهره بود افراد بني زهره بود افراد بني زهره را نصيحت كرد كه از ابو جهل اطاعت نكردنند و برگردند آنان با ترفندي از منطقه ابواء باز گشتند كه تعداد شان به صد نفر مي رسيد بني عدي وقتي كه به تنگه لفت رسيدند سحر گاه از مسير دريا خود را به مكه رساندند در جبهه پيامبر(ص) جنيب بن سياف از جنگجويان منطقه روحاء بود درپي مصاحبت پيامبر(ص) ...... باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

یکشنبه یکم بهمن 1385

2- غزوه حمراء الاسد، غزوه بنی نضیر، غزوه بدر الموعد، غزوه ذات الرقاع، غزوه دومه الجندل، غزوه مریسیع،

غزوه حمراء الاسد
زمان:هشتم شوال،ماه سی دوم هجرت
مکان:حمراء الاسد در هشت یا در مایلی مدینه
هدف:تعقیب مشرکین پس از جنگ احد
نتیجه:پیامبر (ص) روز بعد از احد پس از نماز صبح به بلال حبشی فرمود تا جار بزند که همه کسانی که دیروز در جنگ شرکت داشتند آماده حرکت شوند بسیاری از یاران پیامبر(ص) دارای زخم های بسیار بودند و هر کدام سواره وپیاده خود را به پیامبر(ص) رساندند پیامبر(ص) پرچم سپاه را به علی(ص) دادند قریش در مسیر خود در حمراء الاسد دو مرد را کشتند صفوان بن امیه قریش را از بازگشت نهی می کرد و اعتقاد به ادامه جنگ داشت ولی به راه خود به سوی مکه ادامه دادند جابرابن عبدالله تنها یار پیامبر(ص) بود که اجازه یافت به همراه آنان باشد چرا که پیامبر(ص) دستور فرموده بود که فقط یاران احد حق دارند در این غزوه شرکت کنند. (از این جهت که جابر در احد حضور نداشته) پیامبر و یارانش به حمراء الاسد رسیدند و آن دومرد را به خاک سپردند به وقت شب پیامبر(ص) دستور دادتا حدود پانصد بوته را آتش بزنند این موضوع باعث وحشت دشمن شدچون آوازه اردوی اسلام در حمراء الاسد و آتش افروزی های ایشان در سراسر منطقه پیچیده بود. معبد بن ابی معبد خزاعی که هنوز مشرک بود از کنار سپاه پیامبر(ص) می گذشت وبا پیامبر(ص) در مورد احد همدردی کرد و به راه خود ادامه داد ودر منطقه روحاء به مشرکین قریش برخورد ودید که سران قریش مستاصل از عدم ادامه جنگ و با هم اختلاف نظر دارند. وقتی به اباسفیان رسید از او پرسید(ابوسفیان پرسید):وضع و حال مدینه چگونه است و او در جواب گفت که سپاه پیامبر(ص) را دیده است گفت:مسلمانان در حمراء الاسد جمع شدند. از شرکت کرده ها و تکرده ها در احد بسیار خشمکین که تا انتقام خون بزرگان و یاران خود را از شما نگیرند آرام نمی شوند و گفت پیش از این که از این جا کوچ کنید پیشانی اسب هایشان را خواهید دید. قریش بیمناک بسوی مکه عازم شد ولی ابوسفیان در مسیر با گروهی از قبیله بنی عبدالقیس برخورد و پیغامی برای پیامبر پیامبر(ص) فرستاد که به سوی شما برای جنگ می آییم این گروه پیام را به پیامبر(ص) که هنوز در حمراء الاسدبودند رساندند ولی معبد خزاعی کسی را برای گزارش نزد پیامبر(ص) فرستاد و خبر فرار مشرکین قریش را داده بود مدت غیبت پیامبر(ص) از مدینه پنج روز طول کشید.

غزوه بنی نضیر
زمان: ماه ربیع الاول,سی دومین ماه هجرت
مکان: مدینه,منطقه قبیله بنی نضیر
هدف:مذاکره درمورد خون بهای دو نفر از بنی عامر ,چرا که بنی نضیر همپیمان بنی عامر بودند .
نتیجه: عامر بن طفیل از بنی عامرکسی را به سراغ پیامبر(ص) فرستاد و پیام داد: مردی از یاران تو,دو نفر از افراد مرا کشته اند در صورتی که هر دو نفر از امان داشته اند پس خون بهای هر دو را برای ما بفرست ; پیامبر(ص)به منظور رایزنی با بنی نضیر که همپیمان بنی عامر بود نزد آنان رفت. در حالی که مذاکره می کردندحیی ابن (ابوبکر، عمر، علی(ع) ، زبیر، ........ باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

یکشنبه یکم بهمن 1385

3- غزوه بنی قریظه، غزوه بنی لحیان، غزوه غابه، غزوه حدیبیه، غزوه خیبر ، غزوه قضیّه (عمره القضاء)

غزوه بنی قریظه
زمان: ماه ذیقعده سال پنجم هجرت
مکان: مدینه منطقه بنی قریظه
هدف: تنبیه بنی قریظه به لحاظ پیمان شکنی
نتیجه: پیامبر(ص) در روز بیست و سوم ذیقعده علی(ع) را فرا خواند و پرچمی به او لطف فرمود و به بلال اعلام کند که پیامبر(ص) می فرماید: نماز عصر را مردم در بنی قریظه بخوانند پیامبر(ص) زره پوشیدند و انان جمعأ و سی و شش اسب داشتند و علی(ع) و مرثد بن ابی مرثد هم سوار بر اسب بودند اصحاب جمع شدند در محل صورین در راه بنی قریظه پرچم را افراشت پیامبر(ص) دستور داد که بر بنی قریظه تیر اندازی کنند اسید بن حضیر با فریاد گفت:انقدر در کنار حصار می مانیم تا همه از گرسنگی بمیرید شب شد و همگی برگشتند سحر گاه ان روز تیر اندازان نوبت به نوبت در پای حصار بنی قریظه تیر اندازی می کردند. مسلمین آن روز تا شب و شب را هم در کنار حصار ماندند در نتیجه بنی قریظه تقاضای مذاکره داد و نباش بن قیس را برای مذاکره فرستاد او پس از ساعتی مذاکره گفت که ما به همان ترتیبی بنی نضیر تسلیم شدند تسلیم می شویم . پیامبر(ص) ان را نپذیرفت نباش فرمایش پیامبر(ص) که فرمود باید همه تسلیم شوند را به اطلاع بزرگان خود رساند کعب بن اسد گفت کهکه ما از حسادت پیامبری او را نپذیرفتیم در حالی که می دانیم او پیامبر خدا و قوم خود را ترغیب کرد که مسلمان شوند ولی آن ها نپذیرفتندچون کعب موفق به مصالحه نشد پیشنهاد داد چون شنبه شب است و محمد فکر نمی کند که ما می جنگیم نیمه شب به او و یارانش شبیخون بزنیم و آن ها گفتند که ما حرمت شنبه را نمی شکنیم میان یهودیان اختلاف افتاد و زنان و کودکان از سرنوشت خود گریستند. ثعلبهو اسید پسران سعیه و اسید بن عبید عموی ان ها از حصار خارج شدند و اسلام اودند و گویند که پیامبر(ص) ابو لبابه را فرمانده جنگ با بنی قریظه کرده بود ولی پس از مدتی او را عزل و اسیدبن حضیر را به فرماندهی منصوب فرمود. ابولبابه نزد بنی قرظه رفت و ان ها را از انجام جنگ بازداشت و به آن ها گفت که بی قید و شرط تسلیم شوند. چون محاصره یهودیان بر ان ها سخت شد تن به فرمان پیامبر(ص) دادند و از حصار بیرون آمدند پیامبر(ص) دستور فرمود تا اسیران را با ریسمان بستند و محمد بن مسلمه انان را در جایی گرد اورد و عبدالله بن سلام را مسئول حفظ زنان و کودکان و خارج کردن اموال و اثاثیه کردند و مقدار زیادی ظرف و لباس و شراب بدست امد که خم های شراب رادر همانجا بدون کسر خمس شکستند و به زمین ریختند اوسیان در خصوص پشیمانی بنی قریظه با پیامبر(ص) صحبت کردند پیامبر(ص) سعد بن معاذ را به عنوان معرفی فرمود سعد بن معاذ وقتی به حضور پیامبر رسید چند بار از حاضرین پرسید که ایا مرا به حکمیت قبول دارید همه پذیرفتند و بعد سعد حکم کرد که مردان بنی قریظه همگی گردن زده شوند و زنان و کودکان اسیر و اموال تقسیم شود که پیامبر(ص) فرمود: همان حکمی را دادی که خداوند متعال از فراز هفت اسمان حکم فرموده است. فردا ان روز حیی بن اخطب و غزال بن سمرئیل گردن زده شدند. علی (ع) و زبیر عهده دار گشتن بنی قریظه (مردان) شدند. نباش بن قیس را اوردند در حالی که بینی او خون الود بود. پیامبر(ص)پرسید چرا بینی نباش خون الود است ایا شمشیر برای او کافی نبود و بعد تذکر فرمود که با اسیر خوش رفتاری کنید سلمی یکی از خاله های حضرت بود از پیامبر(ص) خواست که رفاعه بن سمرئیل را به او ببخشد و حضرت او را بخشید بعد پیامبر(ص) به اسید بن حضیر ماموریت داد تا یک, دو اسیر را به خانه های اوسین بفرستند تا انجا گردن بزنند و هر کس که به این کار رضایت ندهد خداوند بینی او را به خاک خواهد مالید کعب بن سعد را هم گردن زدند. در این جنگ یک زن نیز قصاص شد این زن از بنی نظیر به نام نباته بود که همسر مردی از بنی قریظه بود برای اینکه مرد دوست نداشت پس از مرگ همسر بدست کسی بیفتد او را ......
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   • 

یکشنبه یکم بهمن 1385

4- غزوه فتح ،غزوه بنی جذیمه ،غزوه حنین ،غزوه طائف ،غزوه تبوك

غزوه فتح
زمان : دهم رمضان سال هشتم
مکان : مکّه
هدف : غلبه بر مشرکین مکه وتوسعه سیره اسلام
نتیجه : چون صلح حدیبیه برقرار شد بعضی از قبایل ، تحت حمایت مسلمین واقع شدند از آن جمله قبیله خزاعه بود که قبل از اسلام نیز پیمان نامه ای با عبدالمطلب بسته بودند . پیامبر (ص) آن پیمان را نیز محترم شمردند . بیست و دو ماه بعد از پیمان صلح وقتی که انس بن زینم دیلی از قبیله کنانه نسبت به رسول خدا (ص) هجومی کرد ، نوجوانی از خزاعه آن راشنید و به انس حمله کرد و سرش را شکست . وقتی انس به قبیله بر می گردد بنی بکر این موضوع را مبنای درگیری با خزاعه قرار می دهند و به همراه بنی نفاثه با عده ای از سران قریش به غیر از ابوسفیان وارد مذاکره برای خونخواهی می شوند و مدعی شدند که خود از عهده خزاعه برمی آیند .اما قریش قریش به همراه آنان در منطقه وتیر گرد آمدند و چهره خود را با نقاب پوشاندند . از جمله آنان صفوان بن امیه ، مکرز بن حفص بن احنف ، حویطب بن عبدالعزی که بردگان و غلامان خود را به همراه داشتند و سرکرده بنی بکر نوفل بن معاویه دؤلی بود که شبانگاه به خزاعه شبیخون زده و از خزاعه افرادی را کشتند و آنان را تا محل ستون های حرم تعقیب کردند . از خزاعه بیست نفر کشته شده بود و قریش بیم آن را داشت که خدشه ای در پیمان صلح با پیامبر (ص) پدید آمده باشد . ابوسفیان سخت پریشان و آشفته شد و تصمیم گرفت که برای ابراز تجدید پیمان نزد رسول خدا (ص) به مدینه برود و تصور آن را داشت که اولین کسی است که پس از آن واقعه (شبیخون) وارد مدینه می شود و گروهی از خزاعه نزد پیامبر (ص) رفتند و جریان را به عرض رساندند . پیامبر (ص) ضمره را برای بررسی وضعیت نزد مکیان می فرستد و آنان را مخیر می نمابند که یا خون بهای خزاعه را بپردارند یا از حمایت بنی نفاثه دست بردارند و یا پیمان خود و رسول خدا (ص) را لغو کنند قریش نه به پرداخت خون بها راضی بودند و نه به رد حمایت از بنی نفاثه . اما ابوسفیان را مأمور کردند که نزد رسول الله (ص) برود و بگوید که قریش قصد شرکت در پیمان شکنی را نداشتند و گروهی نافرمانی کردند و ابوسفیان برای انکار موضوع درگیری به مدینه آمد . پیامبر (ص)پس از مطلع شدن واقعه از جانب خزاعه به آنان دستور فرمود که برگردند چرا که ابوسفیان به زودی برای تجدید پیمان به مکه خواهد آمد . در مسیر بازگشت خزاعه به مکه ابوسفیان ،بدیل بن ام اصرم را می بیند و از اوضاع مدینه می پرسد و او اظهار بی اطلاعی می کند . ابوسفیان می فهمد که آنان مسائل مدینه را از او پوشیده می دارند . ابوسفیان به مدینه می رسد و از ابوبکر ، عمر ، عثمان و حضرت فاطمه (س) تقاضای استمداد می کند تا پیامبر (ص) او را تحت حمایت قرار دهد و آنان امتناع کردند بعد نزد علی (ع) می رود و از او می خواهد تا از پیامبر (ص) بخواهد که او را تحت حمایت قرار دهد و پیمان صلح را تمدید کند . حضرت نپذیرفت ؛ولی پیشنهاد کرد که به میان مردم برود از آنان بخواهد. ابوسفیان پرسید این کار فایده ای دارد . علی (ع) فرمود : ...... باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابراهیم شادمهر در |  +   •